مافیا، از تهران تا واشنگتن
دیلمان نوروزی امسال، نه صرفاً یک مجله برای ورقزدن روزهای تعطیل، بلکه تلاشی جدی برای فهم مناسباتی است که در پسِ ظاهر رسمی سیاست، اقتصاد، فرهنگ و حتی زندگی روزمره جریان دارند؛ مناسباتی که با نام «مافیا» شناخته میشوند، اما اغلب از دید عمومی پنهان ماندهاند.
دیلمان در این شماره، مافیا را نه بهمثابه گروهی جنایتکار با چهرههای کلیشهای سینمایی، بلکه بهعنوان شبکهای ساختاریافته از منافع، انحصارها و پیوندهای غیرشفاف قدرت بررسی میکند؛ شبکهای که در بستر دولتهای ضعیف، اقتصاد رانتی، فقدان شفافیت و نابرابریهای مزمن رشد میکند. سرمقاله این شماره، با عنوان هشداردهنده «مافیا ما را خواهد بلعید» به قلم مهدی بازرگانی، دقیقاً از همین منظر نوشته شده است. بازرگانی در این متن، مافیا را نه یک استثنا، بلکه پیامد منطقی نوعی سازمانیافتگی قدرت میداند که اگر مهار نشود، تمامی ساحتهای زندگی اجتماعی را در خود فرو میبرد؛ از اقتصاد و سیاست گرفته تا آموزش، سلامت، رسانه و فرهنگ.
بخش «جستارهایی درباره جهان ما» در این شماره، نقش مقدمهای تحلیلی را ایفا میکند؛ مقدمهای که خواننده را از سطح اخبار روزمره فراتر میبرد و به ریشهها میبرد. «نامههایی از قرنطینه» نوشته آنا شوگاری، با ترجمه علی رکنی، تصویری تاریخی و ادبی از موضوع بیماری همهگیر و رنج انسانها ارائه میکند. در کنار آن، جستارهایی درباره کودتای ۲۸ مرداد، نقش بریتانیا، اسناد ویکیلیکس هستهای درباره محسن فخریزاده، و مقالهای از احسان انتصار درباره رمزگشایی از متن برجام، نشان میدهد که دیلمان همچنان سیاست جهانی و تاریخ معاصر ایران را از زاویه اسناد، روایتهای بدیل و پرسشهای انتقادی دنبال میکند.
مطلب «مافیا در کمین طلای مایع» درباره احتکار واکسن کرونا، نمونهای روشن از پیوند بحرانهای جهانی با منطق مافیایی است؛ جایی که جان انسانها، تابع منافع کشورهای ثروتمند و شبکههای اقتصادی قدرتمند میشود. این بخش، زمینهای فراهم میکند تا خواننده با ذهنی آماده وارد پرونده اصلی شماره شود: «تاریکخانه مافیای ایرانی.

پرونده ویژه این شماره با مقالهای بنیادین از شاپور رواسانی آغاز میشود؛ متنی با عنوان «درباره مافیای اقتصادی غارتگر در ایران» که بهمثابه ستون فقرات نظری پرونده عمل میکند. رواسانی با تکیه بر تحلیل اقتصاد سیاسی، نشان میدهد که مافیا در ایران نه پدیدهای وارداتی و نه صرفاً محصول فساد فردی، بلکه نتیجه مستقیم ساختارهایی است که رانت، انحصار و نزدیکی به قدرت را بر تولید، رقابت و شفافیت ترجیح دادهاند. این مقاله، چارچوبی فراهم میکند که بسیاری از مطالب بعدی، مستقیم یا غیرمستقیم، به آن ارجاع میدهند.
در ادامه، گفتوگوی دیلمان با مجید تفرشی، پژوهشگر تاریخ، به بررسی «تاریخ مافیای سلاح در دوره پهلوی دوم» میپردازد. این گفتوگو نشان میدهد که پیوند میان تجارت اسلحه، سیاست خارجی و شبکههای غیررسمی قدرت، سابقهای طولانی دارد و فهم امروزِ مافیا بدون بازگشت به این تجربههای تاریخی ممکن نیست. مقاله «کرونا، ماشین پولساز مافیا» نوشته هانا روبرت و جیکوب برگزی، بار دیگر بحران همهگیری را بهعنوان فرصتی برای انباشت سرمایه توسط شبکههای سودجو تحلیل میکند.
دیلمان در این پرونده، نگاه تطبیقی را جدی میگیرد. مقالهای درباره ریشههای تاریخی مافیا در سیسیل ایتالیا، نشان میدهد که چگونه ضعف دولت و بیعدالتی ساختاری، زمینهساز ظهور مافیا شده است. گفتوگوی دیلمان با فرامرز اختراعی درباره «مافیای دارو»، یکی از ملموسترین و دردناکترین نمونههای نفوذ منطق مافیایی در زندگی روزمره مردم را پیش چشم میگذارد؛ جایی که سلامت عمومی، به کالایی برای سوداگری بدل میشود.
ناصر فکوهی در مقاله «مافیای دانش و دانشگاه در ایران و جهان» به سراغ یکی از حساسترین حوزهها میرود؛ حوزهای که معمولاً از نقدهای تند مصون میماند. فکوهی نشان میدهد که چگونه منطق مافیا میتواند به درون دانشگاهها، نظام تولید علم و ساختارهای آموزشی نفوذ کند و دانش را از معنای رهاییبخش خود تهی سازد. گفتوگوی دیلمان با صالح نیکبخت با عنوان «با شمشیر چوبی در جنگ با مافیا»، تصویری واقعگرایانه از محدودیتهای حقوقی و ساختاری مبارزه با شبکههای قدرت ارائه میدهد.
پرونده «تاریکخانه مافیا» با ترجمههایی از متفکران و پژوهشگران بینالمللی غنا یافته است. نیکولاس کایسر بریل در مقاله «ظهور دولت مافیایی» نشان میدهد که چگونه برخی دولتها خود به بازیگران مافیایی بدل میشوند. کریستین جیوردانو به نسبت مدرنیته و مافیا میپردازد و جیانمارکو دانیلی پیوند میان مافیا، خشونت و سیاست را بررسی میکند. دارن عاصماوغلو و همکارانش، با تحلیل دولتهای ضعیف و مافیاهای قوی، چارچوبی نظری برای فهم این پدیده در جهان معاصر ارائه میدهند.
مطالبی درباره تصویر مافیا در سینما، نوشته دنا رنگا، یا مقالهای از ادوارد کلیمانز با عنوان «مافیا از پشت عینک دودی علم»، نشان میدهد که مافیا تنها یک واقعیت اقتصادی–سیاسی نیست، بلکه یک برساخت فرهنگی و رسانهای نیز هست. مقالهای درباره مافیا در کانادا، ترجمه مریم حسیننژاد، و متنی از زهرا زارع درباره انحصار تجارت پورنوگرافی توسط یاکوزا، دامنه پرونده را به فراتر از ایران گسترش میدهد. گفتوگوی پایانی پرونده با حسین راغفر درباره شیوههای مبارزه با مافیا، نقطهای است برای تأمل و نه خوشبینی سادهانگارانه؛ گفتوگویی که بر ضرورت اصلاحات ساختاری، شفافیت و بازسازی نهادها تأکید میکند.
در بخش یادنامه، گفتوگوی منتشرنشده دیلمان با غلامعباس توسلی، فرصتی برای بازخوانی اندیشه اجتماعی و نسبت آن با مدرنیته و دین فراهم میکند. بخش اندیشه با مطالبی از عظیم محمودآبادی درباره مرگ و مدرنیته و نوشتهای از امیرحسین نوربخش درباره نوام چامسکی، افقهای فلسفی مجله را گسترش میدهد.
بخش ادبیات و نقد ادبی، با نوشتههایی از نرگس مقدسیان، غلامرضا مرادی و شهلا باقری، به فرهنگ فرودستان، اضطراب مرگ و زبانشناسی میپردازد. در بخش زنان، مطالبی از زهرا زارع، گفتوگویی با کیت مان، و نوشتهای از سمیه زارع، تجربههای زیسته زنان، مناسبات قدرت جنسیتی و مسئله مهاجرت را بررسی میکند.
سفرنامههای این شماره، با گفتوگو با محمدرضا توکلی صابری، نوشتههایی از بهرام امیراحمدیان، محمد باقری، امین حقره و مهدی بازرگانی، امکان فاصلهگرفتن از فضای سنگین سیاست را فراهم میکند، بیآنکه از تأمل اجتماعی جدا شود. بخش داستان با آثاری از سعید سلطانی طارمی، زهرا گودرزی و مجید دانشآراسته، چهرهای دیگر از روایت معاصر را نشان میدهد.
در نهایت، کتابنامه مفصل پایانی، با نوشتههایی از باران زند افشاری، بهار شیرازی، سمیه زارع، اسفندیار کتابچی، مینو بهاری و دیگران، خواننده را به ادامه مسیر اندیشه، مطالعه و پرسش دعوت میکند.
شماره دوازدهم مجله دیلمان، ویژه نوروز ۱۴۰۰، تلاشی است برای روشنکردن تاریکخانهای که اغلب ترجیح داده میشود دیده نشود. «تاریکخانه مافیا» نه وعده افشاگری هیجانزده میدهد و نه نسخههای سادهلوحانه ارائه میکند؛ بلکه با اتکا به گفتوگو، پژوهش، ترجمه و روایت، میکوشد فهمی عمیقتر از سازوکارهای پنهان قدرت به دست دهد. این شماره، دعوتی است به دیدن، فهمیدن و پرسیدن؛ پیش از آنکه تاریکی، همهچیز را در خود ببلعد.