تورم بحران میآفریند
دیلمان در این شماره، تورم را نه بهعنوان یک شاخص اقتصادی خشک و عددی، بلکه بهمثابه پدیدهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و تاریخی صورتبندی میکند؛ پدیدهای که بانیان مشخص و قربانیان فراوان دارد و فهم آن، بدون عبور از مرزهای متعارف اقتصاد رسمی ممکن نیست. انتخاب عنوان غیررسمی اما معنادار «کاسبان تورم و تحریم» برای این شماره، نشاندهنده رویکرد انتقادی مجله است؛ رویکردی که میکوشد پرده از سازوکارهای پنهان و آشکار بازتولید بحران بردارد.
شماره پانزدهم با سرمقالهای از مهدی بازرگانی آغاز میشود که از همان ابتدا، خواننده را به قلب یکی از حساسترین پرسشهای اقتصاد سیاسی ایران پرتاب میکند: «شناسنامه و شبکه ابربدهکاران بانکی کجاست؟». این سرمقاله، بهجای پرداختن به کلیگوییهای رایج درباره تورم، مستقیماً به ساختار قدرت اقتصادی و مناسبات رانتی اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه فقدان شفافیت در نظام بانکی، بدهیهای کلان، و مصونیت برخی بازیگران اقتصادی، به یکی از موتورهای اصلی تولید تورم بدل شده است. بازرگانی در این یادداشت، تورم را نه یک «خطای سیاستی» که نتیجه تداومیافته نوعی نظم اقتصادی ناعادلانه میداند؛ نظمی که هزینههایش بهطور سیستماتیک بر دوش اکثریت جامعه منتقل میشود.
پرونده ویژه شماره پانزدهم با عنوان «پروندهای برای پنج دهه تورم دورقمی، بانیان و قربانیان آن»، ستون اصلی مجله را شکل میدهد و از همان ابتدا روشن میکند که دیلمان قصد ندارد به درمانهای سطحی یا توضیحهای تکنوکراتیک بسنده کند. مقاله محسن مسرت با عنوان «تورم مزمن در اقتصاد ایران» بهمثابه نقطه عزیمت این پرونده عمل میکند. مسرت، با نگاهی تاریخی و ساختاری، نشان میدهد که چرا تورم در ایران به وضعیتی مزمن بدل شده و چگونه مجموعهای از تصمیمهای سیاسی، نهادهای ناکارآمد و اولویتهای غلط، این چرخه معیوب را بازتولید کردهاند. در این متن، تورم نه پدیدهای ناگهانی، بلکه محصول مسیری طولانی از سیاستگذاریهای ناپایدار و نابرابر معرفی میشود.
در ادامه، ترجمه مقاله پائول کوپیک با عنوان «چرا دولتها، عاشق بانکهای مرکزی هستند؟» افق بحث را به سطحی جهانیتر میبرد. کوپیک، با نگاهی انتقادی، نسبت دولتها با بانکهای مرکزی را واکاوی میکند و این تصور رایج را که استقلال بانک مرکزی میتواند بهتنهایی مهارکننده تورم باشد، به چالش میکشد. این متن، در کنار مقاله آدام هایز درباره معمای کاهش ارزش پول و نوشته دونالد جوزف بودرو درباره ناکارآمدی تضعیف پول ملی، به خواننده کمک میکند تا سیاستهای پولی را در چارچوبی وسیعتر و انتقادیتر ببیند.

مقاله حسین راغفر با عنوان «اقتصاد سیاسی تورم در ایران» یکی از کلیدیترین متون این پرونده است. راغفر، با زبانی روشن و بیپرده، نشان میدهد که تورم در ایران چگونه به ابزاری برای بازتوزیع نابرابر ثروت بدل شده و چه گروههایی از آن سود میبرند. این تحلیل، در مقاله «ثروت کثیف: چگونه با تورم، ثروتمند شویم؟» که توسط گروه نویسندگان نوشته شده، به شکلی عینیتر ادامه مییابد. این متن، سازوکارهایی را توضیح میدهد که از خلال آنها، تورم به فرصتی برای انباشت ثروت در دست اقلیتی خاص تبدیل میشود؛ اقلیتی که نهتنها از بحران آسیب نمیبیند، بلکه از آن منتفع میشود.
بخش مهمی از پرونده تورم در شماره پانزدهم دیلمان، به گفتوگوهای مفصل اختصاص دارد؛ گفتوگوهایی که هر یک از زاویهای متفاوت، به ریشهها و پیامدهای تورم میپردازند. گفتوگوی دیلمان با احمد سیف با عنوان «کژراههها و فریبهای ستیز با تورم در ایران امروز»، نقدی تند و دقیق بر سیاستهای اقتصادی رایج است. سیف در این گفتوگو، نشان میدهد که چگونه بسیاری از نسخههای ضدتورمی، در عمل یا ناکارآمد بودهاند یا خود به تشدید بحران انجامیدهاند. او تورم را نتیجه انتخابهای آگاهانهای میداند که منافع گروههای خاص را بر رفاه عمومی ترجیح دادهاند.
در گفتوگوی دیگر، فرشاد مومنی در «اقتصاد ایران، پیشروی در باتلاق تورم»، تصویری نگرانکننده از آینده ارائه میدهد. مومنی با تأکید بر فقدان اصلاحات نهادی و ساختاری، هشدار میدهد که ادامه مسیر کنونی، اقتصاد ایران را بیش از پیش در باتلاقی فرو خواهد برد که خروج از آن دشوارتر میشود. کمال اطهاری در گفتوگوی «نولیبرالیسم یا نوفئودالیسم» چارچوبهای مفهومی رایج را به پرسش میکشد و نشان میدهد که اقتصاد ایران، بیش از آنکه به نولیبرالیسم کلاسیک شباهت داشته باشد، به نوعی نظم شبهفئودالی نزدیک شده است؛ نظمی که در آن رانت، انحصار و روابط غیرشفاف نقش محوری دارند.
گفتوگوی دیلمان با حسین ابوالحسن تنهایی، تورم را از منظر کنش جمعی و سیاست بررسی میکند و این پرسش را پیش میکشد که آیا تورم میتواند به مطالبهگری سیاسی منجر شود یا صرفاً به فرسایش اجتماعی میانجامد. مقصود فراستخواه در گفتوگوی «اندیشیدن درباره مسائل مادی و تدبیر امور این جهانی»، از ضرورت بازگشت عقلانیت انتقادی و گفتوگوی عمومی درباره اقتصاد سخن میگوید و بر پیوند اخلاق، سیاست و معیشت تأکید میکند. مجید حسینی نیز در گفتوگوی «میراث نئولیبرال هاشمی و ملیزدایی از نخبگان»، با نگاهی تاریخی، به بررسی ریشههای فکری و نهادی سیاستهای اقتصادی دهههای اخیر میپردازد.
در میان این مباحث کلان، گفتوگوی دیلمان با شهلا کاظمیپور درباره «فرزند لاکچری» لایهای اجتماعی و فرهنگی به پرونده میافزاید. کاظمیپور نشان میدهد که چگونه تورم و نابرابری اقتصادی، حتی در سطح سبک زندگی، خانواده و تربیت نسل جدید بازتاب مییابد و شکافهای اجتماعی را عمیقتر میکند. پرونده اقتصادی با مقالهای از گروه نویسندگان درباره ضرورت «درآمد پایه» به پایان میرسد؛ متنی که بهجای صرفاً نقد وضعیت موجود، به امکانهای بدیل سیاستگذاری میاندیشد.
شماره پانزدهم دیلمان، تورم را بهعنوان مسئلهای منفک از سایر حوزهها نمیبیند. در بخش اندیشه، گفتوگوی دیلمان با بیژن عبدالکریمی درباره «برآمدن بتهای جدید، روشنفکری و روحانیت»، بحران معنا و اقتدار فکری را در جامعه ایران بررسی میکند؛ بحرانی که بیارتباط با وضعیت اقتصادی و اجتماعی نیست. در بخش جامعه، گفتوگو با تقی آزاد ارمکی درباره «رستاخیز کرونایی جامعه ایرانی»، مقاله ناصر فکوهی درباره پیامدهای اجتماعی کرونا، و گفتوگوی دیلمان با سعید مدنی درباره نسبت دولت و نهادهای مدنی، تصویری چندبعدی از جامعهای در وضعیت فشار مضاعف ترسیم میکند. مقاله ولنتین مقدم درباره زنان کارگر منطقه منا نیز نشان میدهد که بحرانهای اقتصادی و اجتماعی، چگونه بهطور نابرابر بر گروههای فرودست، بهویژه زنان، تحمیل میشود.
بخش ادبیات و نقد ادبی این شماره، با مقالاتی از سعید سلطانی طارمی درباره غلامحسین ساعدی، تارا پرهیزی درباره کالاییشدن ادبیات، و ترجمههایی از آلن بوریج، والنتین بولگاکف، ژانت آفاری و جان. آر. پری، یادآور این نکته است که بحران اقتصادی، تنها معیشت را تحت تأثیر قرار نمیدهد، بلکه زبان، تخیل و روایت را نیز دگرگون میکند. مقاله مهرداد مهرجو درباره بیژن جلالی و ترجمه شهلا باقری از جیمز هرفورد، پیوند زبانشناسی، فلسفه و تاریخ را برجسته میکند.
در بخش داستان، آثار مجید دانشآراسته و زهرا گودرزی، و در بخش سفرنامه، نوشته کفایت آریاییفر، بعد زیسته و انسانی مجله را کامل میکنند؛ جایی که مفاهیم کلانی چون تورم، کرونا و بحران، در قالب تجربههای شخصی و روایتهای ادبی بازتاب مییابد.
در مجموع، شماره پانزدهم مجله دیلمان را میتوان سندی دانست از تلاقی اقتصاد، سیاست، جامعه و فرهنگ در ایران معاصر. این شماره، با گردآوردن صداهای متنوعی چون احمد سیف، حسین راغفر، فرشاد مومنی، کمال اطهاری، بیژن عبدالکریمی، مقصود فراستخواه، تقی آزاد ارمکی، ناصر فکوهی، سعید مدنی و دهها نویسنده، مترجم و پژوهشگر دیگر، تلاشی جدی برای فهم ریشههای بحران و امکانهای برونرفت از آن است. دیلمان در این شماره نشان میدهد که مجله فرهنگی–اجتماعی هنوز میتواند میدان گفتوگوی انتقادی باشد؛ میدانی که در آن، مسائل مادی با نگاهی انسانی، تاریخی و مسئولانه به بحث گذاشته میشوند. شماره پانزدهم، نهفقط روایت یک بحران، بلکه دعوتی است به اندیشیدن، پرسشگری و بازتعریف نسبت جامعه با اقتصاد و قدرت.